الفيض الكاشاني

137

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

هرگاه نزدشان چيزى نباشد غمگين مىشوند و هرگاه چيزى باشد خوشحال و تو چنان نيستى . او گفت : ( من هرگاه به صبح وارد شوم و چيزى نداشته باشم شاد مىشوم ) ، زيرا محمد ( ص ) اسوه و سرمشق من بوده و هرگاه عيالم چيزى داشته باشند غمگين مىشوم ، ( زيرا آل محمد اسوه و الگوى من نبوده‌اند ) ، و نيز به ما خبر رسيده كه صحابهء پيامبر ( ص ) هرگاه در رفاه بودند غمگين مىشدند و مىگفتند : ما را با دنيا و اهداف دنيوى چه كار . گويى آنان بر بال ترس قرار داشتند ، و هرگاه گرفتار بلا بودند شاد مىشدند ، و مىگفتند : اكنون با پروردگارمان تجديد پيمان كرديم . اين است احوال پيشينيان و نعمت آنها و فضيلت آنان بيش از آن است كه توصيف شود . به خدا آيا تو چنانى ؟ تو هيچ شباهتى به آنها ندارى و به زودى اى فريفته دنيا ، احوال تو را كه مخالف با احوال صحابه است توصيف مىكنم ، و آن حالت اين است كه در هنگام بىنيازى طغيان مىكنى و در رفاه سرمست مىشوى و در حال شادى متكبّر ، و از شكر نعمتها غفلت مىكنى و در هنگام سختى نااميد و در گرفتارى خشمگين مىشوى و به قضاى الهى راضى نيستى . آرى فقر را دشمن مىدارى و از تهيدستى بدت مىآيد ، در حالى كه فقر افتخار پيامبران مرسل است و تو از آنچه موجب افتخار آنهاست بدت مىآيد و مال مىاندوزى و از بيم فقر به جمع كردن مال مىپردازى و اين كار به خاطر بدگمانى تو به خداى متعال و يقين نداشتن به ضمانت خداست و همين گناه بس است ؛ و شايد مال را جمع مىكنى براى رسيدن به نعمتها و لذّتها و تمايلات دنيوى ، در حالى به ما خبر رسيده كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « بدترين امّتم كسانى هستند كه از نعمتها تغذيه كنند و از آن بدنهايشان رشد كنند . » « 142 » و به ما خبر رسيده كه يكى از اهل علم گفت : در روز قيامت گروهى مىآيند كه حسناتشان را مطالبه مىكنند . پس به آنها گويند :

--> ( 142 ) اين حديث را حاكم ( مستدرك ) ، به سندى صحيح روايت كرده و پيش از اين گذشت .